سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )

316

تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )

( 1 ) ابن سعد در « طبقات » نقل كرده ، مىگويد : ابن عبّاس ركاب حسن و حسين ( ع ) را مىگرفت تا سوار مىشدند و مىگفت : ايشان پسران رسول خدايند . ( 2 ) و نيز ابن سعد از ابو يحيى نقل كرده است كه مروان بن حكم روزى به حسن و حسين عرض كرد : شما اهل بيتى هستيد از رحمت خدا به دور ! حسين ( ع ) فرمود : « اى ملعون پسر ملعون ، رسول خدا ( ص ) پدر تو را لعن كرد در حالى كه تو در پشت او بودى ، ما اهل بيتى هستيم كه خداوند پليدى را از ما بر طرف كرده و ما را پاك و پاكيزه قرار داده است » . ( 3 ) ثعلبى در تأويل قول خداى تعالى : « مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيانِ بَيْنَهُما بَرْزَخٌ لا يَبْغِيانِ » « 1 » از سفيان ثورى و سعيد بن جبير نقل كرده است كه مقصود از بحرين على و فاطمه و از برزخ رسول خدا ( ص ) است كه از آنها لؤلؤ و مرجان يعنى حسن و حسين بيرون مىآيند . ( 4 ) ابن سعيد مىگويد : حسين ( ع ) با حنا و كتم ( مادهء گياهى به رنگ سياه ) خضاب مىكرد و در روايتى آمده است با وسمه ( رنگى شبيه نيل ) و به روايتى با رنگ سياه خضاب مىكرد . ( 5 ) مختصرى از سيرهء حسين عليه السلام سيره‌نويسان مىگويند : حسين ( ع ) پس از وفات برادرش حسن ( ع ) همه‌ساله از مدينه به قصد حج با پاى پياده به مكه مىرفت تا اين كه معاويه مرد و در سال شصت هجرى يزيد بر سر كار آمد ، و معاويه در وصيتهايش به يزيد گفته بود كه من براى تو هر نوع نقل و انتقال را كفايت كردم و شهرها و افراد را براى تو رام و عربهاى گردنكش را تسليم كردم و همانا من بيمى ندارم از اين كه كسى با تو در اين امرى كه براى تو بنياد نهادم مخالفت كند مگر چهار نفر از قريش : حسين بن على ، عبد اللّه بن زبير ، عبد اللّه بن عمر و عبد الرّحمن بن أبي بكر ، اما عبد اللّه بن عمر مردى است كه عبادت او را زمينگير كرده است و هرگاه كسى جز او باقى نماند ، او با تو بيعت خواهد كرد ، اما حسين ( ع ) مردم عراق هرگز او را دعوت

--> ( 1 ) الرحمن ( 55 ) ، آيهء 19 و 20 : دو دريا را روان ساخت كه به هم مىرسند ، ميان آنها برزخى ( مانعى ) است تا بر يكديگر غالب نگردند .